الشيخ الصدوق ( مترجم : تهراني )

339

علل الشرايع ( فارسي )

كه اين سخن را ايراد مىكردند انگشتان را از هم باز كردند و مقصودشان اشهر حج بود يعنى عمره اى كه داخل حج شده زمان انجامش اشهر حج مىباشد . راوى مىگويد : محضر مبارك امام عليه السّلام عرض كردم : آيا به آئينى از آيينهاى عصر جاهليّت مىتوان اعتماد كرد ؟ حضرت فرمودند : اهل جاهليّت تمام شرايع و احكام دين حضرت ابراهيم عليه السّلام را ضايع نمودند مگر سه چيز : ختان ، تزويج و حجّ ، آنان اين سه را نگهداشته و ضايع ننمودند ولى باقى احكام را محو و نابود ساختند . باب صد و پنجاه و چهارم سرّ اين كه آب زمزم شيرين نبوده و در قسمت پشت زمين قرار دارد حديث ( 1 ) پدرم رحمة الله عليه ، از سعد بن عبد الله ، از احمد بن محمّد بن عيسى ، از حسن بن على بن فضّال ، از عقبه از كسى كه روايت نموده از حضرت ابى عبد الله عليه السّلام ، حضرت فرمودند : زمزم آبى بود سفيدتر از شير و شيرينتر از عسل و روى سطح زمين جارى بود ولى بر آبهاى ديگر چون ستم و جور نمود حقّ عزّ و جل آن را فرو برد و چشمه اى از صبر كه تلخ است بر آن جارى كرد از اين رو طعمش از شيرينى به تلخى گراييد . باب صد و پنجاه و پنجم سرّ اين كه آب زمزم گاهى شيرين بوده و زمانى شيرين نيست حديث ( 1 ) پدرم رحمة الله عليه ، از محمّد بن يحيى عطَّار ، از احمد بن محمّد ، از ابن فضّال ، از ابن عقبه ، از برخى اصحاب ، از حضرت ابى عبد الله عليه السّلام ، راوى مىگويد در محضر امام عليه السّلام نامى از آب زمزم به ميان آمد ، حضرت فرمودند : چشمه اى به طرف زمزم از زير حجر جارى است و هر گاه آب چشمه غالب باشد آب زمزم شيرين بوده و در غير اين صورت شيرين نيست . باب صد و پنجاه و ششم سرّ محترم بودن مسجد الحرام و حرم و علَّت وجوب احرام حديث ( 1 ) پدرم رحمة الله عليه از سعد بن عبد الله ، از محمّد بن عيسى بن عبيد ، از عبّاس بن